گنجور

شمارهٔ ۲۰۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

عشق ورزیدن به جان نازنینان نازک است

خامه این بیچاره را خود که جانان نازک است

ناز کیها مینماید آن میان یعنی به من

زندگانی خواهی ار کردن بدین سان نازک است

یکدم بگذر ز عین مردمی بر چشم من

زانکه بر آب روان سرو خرامان نازک است

گل ندارد پیش سرو سیم برهم نازکی

گر چه می گویند گل را کز گیاهان نازک است

رسم خوبان جهان عاشق کشی باشد کمال

کارهر مسکین که عاشق شد بر ایشان نازک است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید