گنجور

شمارهٔ ۱۵۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل قبله خود خاک سر کوی تو دانست

جان طاعت احسن هوس روی تو دانست

محراب دو شد زاهد سجاده نشین را

ز آن روز که محراب دو ابروی تو دانست

عاشق ز دل و دین نظر عقل بپوشید

تا کافری غمزه جادوی نور دانست

عقل از په عشق عنان باز به پیچید

تا سلسله جنبانی گیوی نو دانست

وجه نظر و دور و نلل به بدیهی

عقل از نظر روی تو و موی تو دانست

این نکته که کسی را ز تو نه رنگ و نه بویست

از رنگ تو دریافت دل از بوی نو دانست

بیش است کمال از همه زان روز که خود را

در مرتبه کمتر ز سگ کوی تو دانست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور