گنجور

شمارهٔ ۱۰۴۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی

در کوی تو این خس هم از این باب گذشتی

خار مژه گر دور شدی از گذر اشک

بر دیدة غمدیده شی خواب گذشتی

گر پیرو این اشک شدی صوفی و این آه

بر روی هوا رفتی و از آب گذشتی

ابروی تو گر دیده شدی گوشه نشین راج

از غصه و غم پشت ز محراب گذشتی

ان نیز گذشتی چو مگس ز آن لب شیرین

گر زآنکه مگس از شکر ناب گذشتی

جز لاله که نمی رست کمال از ولیانکوه

گر سیل سرشک تو ز سرخاب گذشتی

یک نامه رسیدی بنو از جانب تبریز

گر یاد تو بر خاطر احباب گذشتی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید