گنجور

شمارهٔ ۱۰۳۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ز دیده در دل دیوانه رفتی

ز منظرها به خلوت خانه رفتی

دلت می خواست چون گنجی روان گشت

روان گشتی سوی ویرانه رفتی

صبا بادت بریده با بصد جا

چرا در زلف او چون شانه رفتی

بکویش آمدن ای دل ترا ساخت

که هشیار آمدی دیوانه رفتی

چو مور افتان و خیزان از ضعیفی

سوی خالش بحرص دائه رفتی

در او مانده گر رفتی به کعبه

ز کعبه بر در بتخانه رفتی

کمال از کعبه رفتی بر در بار

هزارت آفرین مردانه رفتی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید