گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خرم آن دم که توأم مونس و همدم باشی

من بغمهای تو دلتنگ و تو خرم باشی

گر کنی پرسشم اندیشه رنجوری نیست

چه از آن درد نکونر که تو مرهم باشی

عجب آید همه کس را ز تو ای رشک پری

که بدین لطف تو از طبنت آدم باشی

تا کسی بر من مفلسی ننهد تهمت گنج

به از آن نیست که در صحبت ما کم باشی

ملک دل گیر که شاه رخت آورد خطی

که به حسن از همه خوبان تو مقدم باشی

غم هجران سبب راحت وصل است کمال

دولت وقت نو گر شاد بدین غم باشی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید