گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

حدیث خوشی هیچ با ما نگوئی

سخن جز به شمشیر قطعا نگونی

بحل کردمت خون خود گر بنازی

کشی زودم امروز و فردا نگونی

هرآن شربت غم که دادی نخستین

بمن ده بشرطی که صهبا نگونی

چو گونی لقب نازل از آسمان شد

نهان از چه شد آب حیوان که داند

نهان از چه شد آب حیوان که داند

تو با آن دهان نکته تا نگوئی

مبادا که پابند نقش دهانت

بهر کس دگر این معما نگوئی

کمال آنچه گونی از آن روی زیبا

برویش که جز خوب و زیبا نگویی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید