تا در قدم اهل دلی خاک نگردی
از تیرگی عجب و ریا پاک نگردی
خورشید صفت تا که مجّرد نه برآیی
سلطان سراپردهٔ افلاک نگردی
یار از پی بهبود چو کاری به تو فرمود
شرط ادب این است که چالاک نگردی
ای دل غم عشق است نصیب تو در این راه
و آن نیز به شرطی ست که غمناک نگردی
ظاهر نشود سرخی روی تو خیالی
تا همچو گل از غصّه کفن چاک نگردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت سیر و سلوک در راه تصوف و عشق حقیقی اشاره میکند. او میگوید که تا زمانی که در جمع اهل دل قرار نگیری، از تیرگیهای کبر و ریا پاک نخواهی شد. همچنین، برای رسیدن به نور و حقیقت، باید از خودگذشتگی و ادب را در پیش بگیری و نباید از مشکلات و غمهای عشق ناامید شوی. در نهایت، ظاهر زیبا و شادابیات نیز نباید نشانهی خیالپردازی باشد، بلکه باید در برابر غمها resilient باشی و مانند گلی که از غم پژمرده نمیشود، استوار بمانی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در کنار انسانهای با دل و احساس قرار نگیری، نمیتوانی از تیرگیهای خودخواهی و نمایشگری رهایی یابی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو مانند خورشید خالص و عریان نگردی، به پادشاهی بخشهای آسمانی نخواهی رسید.
هوش مصنوعی: دوست زمانی که در پی بهبود حال تو است، اگر کاری از تو خواست، باید ادب را رعایت کنی و با عجله و شتاب رفتار نکنی.
هوش مصنوعی: ای دل، در این مسیر، غم عشق نصیب تو خواهد شد، اما این غم به شرطی است که تو دچار اندوه نشوی.
هوش مصنوعی: نگذار احساسات درونیت به چهرهات آشکار شود، چرا که اگر غمگین باشی، ممکن است مانند گلی که از درد و اندوه پژمرده میشود، بیفتی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.