ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
ترک همه گفتیم و تو را پیش گرفتیم
از غمزه کمان گوشهٔ ابروی تو ما را
هر تیر که زد بر جگر ریش گرفتیم
کردیم ز تیر تو حذر به که نگیری
بر کردهٔ ما عیب که بر خویش گرفتیم
دل عاقبت از شوق کمانخانهٔ ابرو
قربان شد و ما نیز همین کیش گرفتیم
آزاده ز شاهیّ دو کونیم خیالی
ز آن روز که خود را چو تو درویش گرفتیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و دلدادگی خود به محبوب میپردازد. او بیان میکند که دلش را به محبوب سپرده و از خودخواهیها و دنیاپرستیها فاصله گرفته است. عشق او به محبوب چنان عمیق است که با وجود درد و رنجی که به سبب تیرهای غمزهاش متحمل میشود، همچنان او را ستایش میکند. شاعر نهایتاً به حالتی از رهایی و تواضع میرسد و خود را در مقامی پایینتر از محبوب میبیند. در واقع، او عشق را بر هر چیز دیگر مقدم میداند.
هوش مصنوعی: ما عشق و محبت خود را به تو تقدیم کردیم و از خودمان چیزی کم گذاشتیم. از تمام تعلقات دست کشیدیم و تو را در اولویت قرار دادیم.
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت چشمان و ابروهای تو، ما همه درد و رنج را تحمل کردهایم و هر ضربهای که به دل ما زد، با شوق و عشق آن را پذیرفتهایم.
هوش مصنوعی: از تیرکمان تو دوری کردیم، بهتر است که ایراد کارهای ما را نگیری زیرا خود ما نیز عیب و نقصهای زیادی داریم.
هوش مصنوعی: دل در نهایت به خاطر زیبایی و جذابیت ابروهایی که مانند کمان هستند، فدای آن شد و ما نیز همین مسیر را انتخاب کردیم.
هوش مصنوعی: ما از سلطنت دنیا آزاد هستیم و خیالات ما به آن روز برمیگردد که خود را همچون تو، یک درویش و زاهد، گرفتیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.