گر قدح با لب میگون تو لافی دارد
زو نرنجی که به غایت دل صافی دارد
سینه از زخم فراق تو چنان شد نی را
که به هر جا که نهی دست شکافی دارد
چشم فتّان تو پیوسته ز ابرو و مژه
صف کشیده ست و به عشّاق مصافی دارد
محرم کوی تو محروم ز دیدار چراست
چون به گرد حرمِ کعبه طوافی دارد
گر کسی پیش خیالی کند اظهار سخن
هیچ کس را سخنی نیست که لافی دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیان زیباییهای محبوب خود و درد فراق او، احساسات عمیقش را بیان میکند. او از دل صاف و بینقص محبوب میگوید که هرچند در میگساریها به او میبالند، اما دلش شکسته است. سینهاش به خاطر جدایی از معشوق به شدت رنجور است و هر جا که میرود، زخمهای فراق را احساس میکند. چشمان محبوب همواره در زینت ابرو و مژه، اشتیاق عاشقان را در خود دارد. شاعر از محروم بودن عاشقان از دیدار معشوق در کوی او گلایه میکند و میگوید که هیچ کس جرأت ابراز احساساتش را در مقابل زیبایی محبوب ندارد. در نهایت، این شعر به عمق عشق و درد جدایی اشاره دارد و بیانگر احساسات صادقانه شاعر است.
هوش مصنوعی: اگر جام شراب تو با لبهای زیبا و دلفریب تو مشغول گفتگو باشد، نگران نباش؛ زیرا دل تو به خاطر پاکی و صفایی که دارد، از این موضوع آزرده نخواهد شد.
هوش مصنوعی: سینهام از درد جدایی تو به حالت نی در آمده، طوری که هر جا دست بگذاری، زخمهایی را در آن میبینی.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو همیشه مانند گروهی از ابروها و مژهها در کنار هم قرار دارند و با عشاق، رقابت و مبارزهای دارند.
هوش مصنوعی: چرا کسی که به تو نزدیک است و در کوی تو محرم است، از دیدار تو محروم باشد، در حالی که هر کس دور کعبه طواف میکند، به آن مکان مقدس نزدیک است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد در دل خود فکری را به زبان آورد، هیچ سخنی وجود ندارد که در آن آماج فریب یا خودستایی نباشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.