سروِ قدّت طرف باغ چو پا میماند
شمشاد ز حیرت به هوا میماند
با سر زلف تو مرغی که در آویخت چو من
هیچ شک نیست که در دام بلا میماند
آب چشم است که بر خاک رهت خواهد ماند
یادگاری که پس از مرگ ز ما میماند
زاهد از کبر پلنگ و به حیل روباه است
بنگریدش که در این ره به چهها میماند
کردمی صبر به درد تو ولیکن غم عشق
هرکجا ماند قدم صبر که را میماند
ای خیالی چو دم از عشق زدی رسوا شو
گر تو رسوا نشوی عشق تو را میماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلتنگی عاشقانه میپردازد. شاعر از زیبایی معشوق و احساساتی که در دل او باقی میماند صحبت میکند. او تصویر میکند که با زیبایی معشوق، همه چیز به حالت حیرت و نگرانی باقی میماند، حتی زاهدان نیز در برابر عشق ضعیف و رسوا میشوند. همچنین، شاعر به درد و غم عشق اشاره میکند و میگوید صبرش در برابر آن شکسته میشود. در نهایت، به عشق اشاره میشود که حتی اگر کسی در این عشق رسوا شود، این عشق به یادگار باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: قد بلند تو مانند درخت سرو است که در باغ ایستاده و به زیبایی خود میبالد، در حالی که شمشاد به خاطر حیرت و شگفتی از زیبایی تو خود را به آسمان کشیده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیبایی و جاذبههای تو گرفتار شود، مانند من، هیچ تردیدی نیست که او در مشکلات و سختیها میافتد و نخواهد توانست از آن رهایی یابد.
هوش مصنوعی: اشکهای من بر روی زمین جایی که تو قدم گذاشتهای باقی خواهد ماند، مثل یادگاری که از ما بعد از مرگمان به جا میماند.
هوش مصنوعی: زاهد با خودبزرگبینی همچون پلنگ و با نیرنگی شبیه به روباه است. به او نگاه کنید که در این مسیر چه چیزهایی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: من میتوانستم به خاطر درد تو صبر کنم، اما غم عشق هر کجا که باشد، دیگر صبر کجا میتواند بماند؟
هوش مصنوعی: ای خیال اگر در مورد عشق صحبت کنی، رسوا شو؛ زیرا اگر تو رسوا نشوی، عشق تو را در بر خواهد گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.