گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

من کیم زاری نزار افتاده‌ئی

پر غمی بیغمگسار افتاده‌ئی

دردمندی رنج ضایع کرده‌ئی

مستمندی سوگوار افتاده‌ئی

مبتلائی در بلا فرسوده‌ئی

بی‌قرینی بی‌قرار افتاده‌ئی

باد پیمائی به خاک آغشته‌ئی

خسته جانی دل فگار افتاده‌ئی

نیمه مستی بی‌حریفان مانده‌ئی

می‌پرستی در خمار افتاده‌ئی

بی‌کسی از یار غایب گشته‌ئی

ناکسی از چشم یار افتاده‌ئی

اختیار از دست بیرون رفته‌ئی

بیخودی بی‌اختیار افتاده‌ئی

عندلیبی از گل سوری جدا

خسته‌ای دور از دیار افتاده‌ئی

پیش چشم آهوان جان داده‌ئی

بر ره شیران شکار افتاده‌ئی

دست بردل خاک بر سر مانده‌ئی

بر سر ره خاکسار افتاده‌ئی

رو بغربت کرده فرقت دیده‌ئی

بی‌عزیزان مانده خوار افتاده‌ئی

بیدل و بی‌یار رحلت کرده‌ئی

بی زر و بی زور زار افتاده‌ئی

همچو خواجو پای در گل مانده‌ئی

بر سر پل مانده بار افتاده‌ئی

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی عطارنژاد در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۰ نوشته:

به راستی که باید تاریخ از نو آغاز شود تا هم چو خواجو باز پای در این عالم گزارد..روانی طبع به همراه کمال معرفت و دریای بی پایان عشق و عرفان تنها و تنها در وجود این بزرگ مرد دیار کریمان یافت میشده است."باد پیمایی به خاک آغشته ای،"کجای ادبیات ایران چنین تعبیر لطیف و عمیقی یافت میشود؟هر بار که اشعار او را میخوانم بیشتر به خود میبالم که کرمانیم و در شهری نفس میکشم و آسمان و کوه هایی را نظاره میکنم که روزی خواجو نیز در آن ها نظاره گر بوده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سپهر در ‫۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۹ نوشته:

علی عطار نژاد عزیز
مادح خورشید مداح خود است
تا ویژگی های بزرگ این شخص رو دستکم به طور بالقوه در خودتون نداشته باشید نمیتونید اینطور از خوندن اشعارش به وجد بیاید
براتون آرزوی موفقیت میکنم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.