گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

تحیتی چو هوای ریاض خلد برین

تحیتی چو رخ دلگشای حور العین

تحیتی چو شمیم شمامهٔ سنبل

تحیتی چو نسیم روایح نسرین

تحیتی چو تف آه عاشقان دلسوز

تحیتی چو دم صبح صادقان مشکین

تحیتی گهر آگین چو دیدهٔ فرهاد

تحیتی شکر افشان چو پستهٔ شیرین

تحیتی همه زاری چو نامهٔ ویسه

تحیتی همه یاری چو پاسخ رامین

تحیتی چو فروغ جمال شمع چگل

تحیتی چو خط مشک رنگ لعبت چین

تحیتی که بود حرز بازوی افلاک

تحیتی که بود ورد جان روح امین

تحیتی که کند نفس قدسیش تقریر

تحیتی که کند جان علویش تلقین

تحیتی که ازو ملک دل شود معمور

تحیتی که ازو کام جان شود شیرین

تحیتی که شود زخم سینه را مرهم

تحیتی که دهد درد خسته را تسکین

کدام پیک همایون رساند از خواجو

بحضرتی که بنضرت بود بهشت برین

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.