گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۸

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

خوشا با دوستان در بوستان گل

که خوش باشد بروی دوستان گل

شکوفه مو بدست و ابر دایه

صبا رامین و ویس دلستان گل

سمن را شد نفس باد و روان آب

چمن را گشت تن شمشاد و جان گل

ترنم می‌کند بر شاخ بلبل

تبسم می‌کند در بوستان گل

لبش با هم نمی‌آید از آنروی

که دارد خرده‌ئی زر در دهان گل

کشد در برقبای فستقی سرو

نهد بر سر کلاه سایبان گل

چو باد از روی گل برقع برانداخت

برآمد سرخ همچون ارغوان گل

بگو با بلبل ای باد بهاری

که باز آمد علی رغم زمان گل

دلش سستی کند چون از نهالی

بصحن گلستان آید خزان گل

بیا خواجو که با مرغان شب خیز

نهادست از هوا جان در میان گل

می نوشین روان در ده که بگرفت

چو خسرو ملکت نوشیروان گل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رامین نوشته:

سلام
لطفاً بیت دوم را به این صورت تصحیح بفرمایید:

شکوفه موبد [ا]ست و ابر دایه
صبا رامین و ویس دلستان گل

این بیت در تمثیل، متضمّن نام شخصیتهای داستان ویس و رامین، یعنی موبد، دایه، رامین و ویس است.

👆☹

ساغر