گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

سری بالعیس اصحابی ولی فی العیس معشوق

الا یا راهب الدیر فهل مرت بک النوق

فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجوران

وفوق النوق خیمات و فی الخیمات معشوق

سزد گر دست گیریدم که کار از دست بیرون شد

اخلائی اغیثونی وثوب الصبر ممزوق

مقیم از گلشن طبعم نسیم شوق می‌آید

ومن راسی الی رجلی حدیث العشق منموق

کجا از روضهٔ رضوان چنان حوری برون آید

لطیف الکشح ممسوخ من الفردوس مسروق

بکام دشمنم بی او و او با دشمنم همدم

نصیبی منه هجران و غیری منه مرزوق

خوشا با دوستان خواجو شراب وصل نوشیدن

و بالطالسات والکاسات مصبوح و مغبوق

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مستفا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۷ نوشته:

بالطالسات والکاسات مصبوح و مغبوق
ظاهرا در این مصراع بالطاسات درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.