گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

تا برآید نفس از عشق دمی باید زد

بر سر کوی محبت قدمی باید زد

چهره برخاک در سیمبری باید سود

بوسه برصحن سرای صنمی باید زد

هر دم از کعبهٔ قربت خبری باید جست

خیمه برطرف حریم حرمی باید زد

هر شب از دفتر سودا ورقی باید خواند

وز جفا بر دل پر خون رقمی باید زد

هر نفس ز آتش دل خاک رهی باید شد

هر دم از سوز جگر ساز غمی باید زد

گر نخواهد که برآشفته شود کار جهان

دست در حلقه زلف تو کمی باید زد

کام جان جز ز برای تو نمی‌شاید خواست

راه دل جز بهوای تو نمی‌باید زد

گر چه ما را نبود یک درم اما هر دم

سکه مهر ترا بر در می‌باید زد

خیز خواجو که چو افلاس شود دامن گیر

دست در دامن صاحب کرمی باید زد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پویان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۵۰ نوشته:

با سلام
در بیت یکی مانده به آخر، مصراع دوم نیاز به تصحیح تابپی دارد، به این صورت:
سکه مهر ترا بر درمی باید زد
که به طور اشتباه اینگونه نوشته شده:
سکه مهر ترا بر در می‌باید زد
اگر چه که بسیار از اشتباهات تایپی را که دوستان تذکر میدهند تصحیح نمی کنید، اما به هر حال گفتنش بهتر از نگفتنش است. شاید یک روزی اعمال شد.
با سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.