گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

کدام یار که ما را پیام یار آرد

از آن دیار حدیثی بدین دیار آرد

که می‌رود که ز یاران مهربان خبری

بدین غریب پریشان دلفگار آرد

بتشنگان بیابان برد بشارت آب

ببلبلان چمن مژدهٔ بهار آرد

اگر نه لطف نماید نسیم باد صبا

بمرغ زار که بوئی ز مرغزار آرد

خیال روی نگارم اگر نگیرد دست

که طاقت غم هجران آن نگار آرد

بسی تحمل خار جفا بباید کرد

که تا نهال مودت گلی ببار آرد

ز بهر دفع خمارم که می‌تواند رفت

که جرعه‌ئی می نوشین خوشگوار آرد

بجای سرمه‌ام از خاک کوی او گردی

برای روشنی چشم اشکبار آرد

سلام و خدمت خواجو بدان دیار برد

پیام یار سفر کرده سوی یار آرد

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.