|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و اندوه شاعر میپردازد. شاعر از دل و جان خود صحبت میکند که به دنبال محبوبی رفته و در این مسیر دچار رنج و آسیب شده است. او اشاره میکند که اشکهایش به قدری زیاد بوده که حتی زمانی که میخواسته مژه بر هم بزند، این اشکها از چشمانش ریخته و از دستش رفتهاند. به اصطلاح، این واگویهها نشاندهندهی شدت احساسات و نبود محبوب است.
هوش مصنوعی: دل به دنبال محبوبی زیبا و دلربا رفت و جان نیز که از درد و رنجی فراوان رنج میبرد، به دنبال دل رفت.
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک شد و این اشکها از چشمم جاری شدند. وقتی که من مژههایم را به هم زدم، دیگر هیچکدام از آنها در دیدگانم نبودند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا از برم آن یار پسندیده برفت
خونم ز دو چشم و خوابم از دیده برفت
ای دیده ، بریز خون دل ، کان دیده
بگذاشت مرا در غم و نادیده برفت
افسوس که آن یار پسندیده برفت
ناکرده مرا وداع و نادیده برفت
عالم همه پیش چشم من تاریک است
تا روشنی دیده ام از دیده برفت
دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
آرام و قرار دل غمدیده برفت
شد دیده سفید و دل سیاه است، که گفت؟
کز دل برود هر آنچه از دیده برفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.