جانا ز من بی سر و بی پات چه غم؟
وز نالهٔ عاشقان شیدات چه غم؟
در پای مران پیاده کز دست افتاد
گر بر رخ او نهی رخ از مات چه غم؟
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
جانا ز من بی سر و بی پات چه غم؟
وز نالهٔ عاشقان شیدات چه غم؟
در پای مران پیاده کز دست افتاد
گر بر رخ او نهی رخ از مات چه غم؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از احساسات عمیق خود سخن میگوید و از جدایی و بیکسی مینالد. او به معشوقش میگوید که نگران نباشد، حتی اگر او به خاطر عشقش پا روی دلش بگذارد و بیپناه باشد. به نظر میرسد عشق و درد عاشق بودن، قابل تحمل است و غم جدایی را کمرنگ میکند. او از احتمال تحمل رنج و گسستگی در عشق صحبت میکند، زیرا زیبایی معشوق برایش اهمیت بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: عزیزم، چرا نگران بیپایی و بیسری من هستی؟ و از گریههای عاشقان دیوانه هم چرا غصه میخوری؟
هوش مصنوعی: اگر کسی از پا بیفتد و نتواند ادامه دهد، اگر بر چهرهاش نگاه کنی و دلتنگ شوی، چه غم دارد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.