گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مهستی گنجوی

عشق است که شیر نر زبون آید از او

بحری است که طرفه‌ها برون آید از او

گه دوستیی کند که روح افزاید

گه دشمنیی که بوی خون آید از او

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مهستی گنجوی
اثیر اخسیکتی

چشمم که همیشه جوی خون آید از او

همواره مرا، بخت نگون آید از او

زان ترس بگریم، که خیال رخ تو

با اشک مبادا، که برون آید از او

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه