گنجور

 
خاقانی شروانی
 

صانعا شکر تو واجب شمرم

که وجود همه ممکن تو کنی

کائنا من کان خاک در توست

که زخاک این همه کائن تو کنی

گرچه از وجه عدم عین وجود

نتوان کرد ولیکن تو کنی

دل خاقانی اگر کوه غم است

هم در آن کوه معاون تو کنی

تو خزائن نهی اندر نفسش

وز صفا مهر خزائن تو کنی

گر حسودانش مساوی گویند

آن مساویش محاسن تو کنی

امن و بیم از تو همی دارد و بس

که تو سوزانی و ساکن تو کنی

ور ره امن تو پیش آری هم

در ره بیم هم ایمن تو کنی

طاعنان خسته دلش می‌دارند

خار در دیدهٔ طاعن تو کنی

تاج بر فرق محمد تو نهی

خاک بر تارک کاهن تو کنی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۵ نوشته:

مساوی می شود همگوشه به گفته فردوسی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.