گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۲

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی

دانم که تو ز آن لب‌ها جانی دگرم بخشی

تب‌هاست مرا در دل و نیشکرت اندر لب

آری ببرد تب‌ها گر نیشکرم بخشی

با تو به چنین دردی دل خوش نکنم حقا

الا که به عذر آن دردی دگرم بخشی

دوشم لقبی داد، کمتر سگ کوی خود

من کیستم از عالم تا این خطرم بخشی

تو ترک سیه چشمی، هندوی سپیدت من

خواهی کلهم سازی، خواهی کمرم بخشی

پروانهٔ جان‌بازم پر سوختهٔ شمعت

می‌افتم و می‌خیزم تا باز پرم بخشی

از غمزه و لب هردم، دریا صفتی با من

گه کشتن من سازی، گاهی گهرم بخشی

گفتی که به خاقانی وقتی گهری بخشم

بخشود نیم بالله وقت است اگرم بخشی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.