گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در یک سخن آن همه عتیبش بین

در یک نظر این همه فریبش بین

خورشید که ماه در عنان دارد

چون سایه دویده در رکیبش بین

خاموشی لعل او چه می‌بینی

جماشی چشم پر عتیبش بین

تا چشم نظاره زو خبر ندهد

هم نور جمال او حجیبش بین

آن عقل که برد نام بالایش

سر چون سر خامه در نشیبش بین

از درد جگر به شب ز هجرانش

ای بر دل من همه نهیبش بین

روزی که حساب کشتگان گیرد

خاقانی را در آن حسیبش بین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.