گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۳

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید

چون پای دوست بوسم جانم بر لب آید

هر شب ز دست هجرش چندان به یارب آیم

کز دست یارب من یارب به یارب آید

تا خط نو دمیدش بگریزم از غم او

کانگه سفر نشاید چون مه به عقرب آید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

sedali نوشته:

سلام بی زحمت بیت دوم رو اگه کسی معنیشو میدونه بگه خیلی ممنون

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

سید علی جان
هر شب ز دست هجرش چندان به یارب آیم
کز دست یا رب من یا رب به یا رب آید
مصراع اول میگه که هر شب از درد هجرانش اونقدری (دست به دعا بر می دارم) به یا رب یا رب گفتن می افتم
مصراع دوم هم میگه که به گمان من چون دوستان صاحب نظر قطعا تفسیر بهتری دارند :
که از دست این یا رب گفتن من رب ( خود پروردگار)
به یا رب گفتن میاد ,
در حقیقت کنایه گفته که خدا هم دیگه از دعاهای من خسته شده به خودش پناه می بره و یا دلش می سوزه خودش هم برای من دعا می کنه , که برداشت اول به نظرم صحیح تر باشه
پایدار باشی

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.