شد وقت آن که از اثر باد صبحدم
بر تخت سبزه خسرو گلبن نهد قدم
گلشن شود ز جلوه عیان در خیال کور
بلبل کند به نغمه اثر در دل اصم
گردد ز بوی غنچه غمین نکهت بهشت
آید ز رنگ لاله خجل گلشن ارم
اکنون که شد ز لاله گلستان صنم ستان
شاید که صوفیان نپرستند جز صنم
همدم، بده پیاله که وقتی است جانفزا
محرم، بیار باده که عیشی است مغتنم
سبزه چو خط دلبر چینی است دلربا
غنچه چو لعل شاهد رومی است مبتسم
برق صباح را همه دم ناله بی جفا
جام صبوح را همهجا گریه بیستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای صبحگاه و طبیعت اشاره میکند. باد صبحگاهی روی گلهای سبز و زیبای باغ میوزد و حالتی دلانگیز به محیط میبخشد. بلبلها با نغمههای خوش خود، احساسات را بیدار میکنند و عطر خوش غنچهها یادآور بهشت است. رنگهای شاد لالهها و زیباییهای گلشنی، جو شادی ایجاد میکند و شاعر به مینوشی و لذت از زندگی دعوت میکند. در نهایت، او به زیبایی سبزه و غنچهها به عنوان نمادهای دلربایی اشاره میکند و از لذتهای بینظیر صبح و باده یاد میکند.
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که باد سحرگاهی بر تخت سبز خسرو، گلی را بر زمین بگذارد.
هوش مصنوعی: در باغ، با ظهور زیباییها، فضای زیبا و دلنشینی به وجود میآید. حتی اگر کسی نتواند این زیباییها را ببیند، صدای دلنشین بلبل میتواند تأثیری عمیق بر دل کسانی که گوش شنوایی ندارند، بگذارد.
هوش مصنوعی: به خاطر بوی دلانگیز غنچه، دلم غمگین میشود و رنگ لاله باعث میشود که باغهای بهشت در خاطرم زنده شود.
هوش مصنوعی: اکنون که گلی باغ را تزیین کرده و به زیبایی آن افزوده است، شاید دیگر مردان اهل عرفان فقط به زیبایی معشوق توجه نکنند و به دیگران نپردازند.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، پیالهای به من بده که این لحظه نشاطآور است. همچنین، بادهای بیاور که این شادی فرصت خوبی است.
هوش مصنوعی: سبزه مانند خطی زیبا و دلنشین از محبوب است و غنچه مانند لعلهای درخشان و جذاب یک جوانمرد رومی، لبخند میزند.
هوش مصنوعی: هر روز صبح، درخشندگی و زیبایی طبیعت باعث میشود که دلها از درد و غم به ناله بیفتند و در عین حال، شراب صبحگاهی به ما القا میکند که در هر گوشه، اشک و اندوه وجود دارد، بدون اینکه کسی به ما ظلم کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عید عرب گشادبه فرخندگی علم
فرخنده باد عید عرب بر شه عجم
سلطان یمین دولت و پیرایه ملوک
محمود امین ملت و آرایش امم
شاهی که تیره کرد جهان بر عدو به تیغ
[...]
ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم
بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم
افکنده همچو سفره مباش از برای نان
همچون تنور گرم مشو از پی شکم
تو مست خواب غفلتی و از برای تو
[...]
شاهان پیش را که نکردند جز ستم
شاه زمانه کرد به تیغ و به خشت کم
هست او بلی خلیفه یزدان دادگر
پس کی رضا دهد که رود بر جهان ستم
گویند خسروان زمانه به هر زمان
[...]
از مشک اگر ندیدی بر پرنیان علم
وز قیر اگر ندیدی بر ارغوان رقم
بر پرنیان ز مشک علم دارد آن نگار
بر ارغوان ز قیر رقم دارد آن صنم
زلف سیاه بر رخ او هست سایبان
[...]
ای پیش تو سپهر میان بسته چون قلم
مردم و مردمیت بعالم شده علم
شکلی چو دولت تو بخوبی نیامده
در ساحت وجود ز کاشانهٔ عدم
گه فخر منتسب و آداب مکتسب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.