پیوسته ز تو با دل پر خون باشم
با چهرۀ زرد و اشک گلگون باشم
روزی که دوبار بینمت، حال اینست
آن روز که خود نبینمت چون باشم
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
پیوسته ز تو با دل پر خون باشم
با چهرۀ زرد و اشک گلگون باشم
روزی که دوبار بینمت، حال اینست
آن روز که خود نبینمت چون باشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از دلتنگی و درد جدایی سخن میگوید. او میگوید که همیشه دلش پر از غم است و به خاطر دوری محبوب، چهرهاش زرد و اشکهایش بر صورتش مانند گل است. او به لحظهای فکر میکند که دوبار محبوبش را میبیند و در آن حال غمانگیز خود را توصیف میکند و همچنین به احساس خود در روزی که نتواند او را ببیند اشاره میکند. این ابیات به عمق احساسات عاشقانه و درد دوری میپردازد.
هوش مصنوعی: مدام به خاطر تو دل شکستهای دارم و با چهرهای رنگباخته و چشمانی پر از اشک به زندگی ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: در روزی که دوبار تو را ببینم، حس و حال آن روزی است که تو را نمیبینم؛ زیرا چگونه میتوانم از نبودنت رنج نبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از مرگِ تو هر دمی دگرگون باشم
گَه بر سرِ خاک و گاه در خون باشم
روزیت ندیدمی بجان آمدمی
چندین گاهت ندیدهام چون باشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.