نه از دل کس بوی طرب میآید
نه رنگ شکرخنده ز لب میآید
وقتی ز عجب خنده گرم میآمد
امروز مرا خنده عجب میآید
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
نه از دل کس بوی طرب میآید
نه رنگ شکرخنده ز لب میآید
وقتی ز عجب خنده گرم میآمد
امروز مرا خنده عجب میآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نبود شادی و خوشی در زندگی اشاره میکند و میگوید که نه از دل کسی سر و صدای خوشی به گوش میرسد و نه لبهایی که لبخند شیرین بزنند وجود دارد. او به یاد میآورد که زمانی خنده و شادی برایش راحت و طبیعی بود، اما امروز به خاطر حس عجب و تعجبی که دارد، خندهاش تغییر کرده و عجیب به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در دل هیچکس شادی و سرور احساس نمیشود و لبها هم رنگی از لبخند شیرین ندارند.
هوش مصنوعی: وقتی از حیرت و شگفتی به خنده میافتادم، امروز خودم در مواجهه با شگفتیها میخندم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل از پی عمری به طلب میآید
از پردهٔ غنچه زین سبب میآید
گل نیست که آن غنچه نمود از پیکان
جان است که غنچه را به لب میآید
جانم به فغان چو مرغ شب میآید
وز داغ تو با ناله به لب میآید
آه دل ما از آن غبارآلود است
کاین قافله از دیار شب میآید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.