گنجور

شمارهٔ ۵ - و قال ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات
 

غریب و خسته و درمانده ام خداوندا

ز فیض فضل، تو یک شربت شفا بفرست

چو لاله غرقه بخونم در آتش شوقت

نسیم لطفی از عالم بقا بفرست

ببوی رحمت تو بنده کرد جان بازی

بدست عفو تو پروانۀ عطا بفرست

اگر چه مرهم جانست زخم در ره تو

ز نوش داروی رحمت نصیب ما بفرست

چون خون جان من اندر ره تو ریخته شد

هم از خزینۀ لطف تو خون بها بفرست

طبیب حال شناسی ، ترا نیارم گفت

که دور کن ز من این درد یا دوا بفرست

هر آنچه مصلحت کار من در آن دانی

اگر شفاست وگر مرگ ای خدا بفرست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام