گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

در آرزوی تو از عمر من دو سال گذشت

که هیچگونه ندانم که بر چه حال گذشت

دوسال چیست؟ غلط می کنم که هر روزی

ز روزهای فراقت هزار سال گذشت

ملول گشتم ازین باد و خاک پیمودن

وگر حقیقت خواهی تو، از ملال گذشت

فراق روی تو وقتست اگر وصال باشد

اگر بعکس شود هر چه از کمال گذشت

حدیث شوق بخدمت رکاکتی دارد

ز روی رسم نوشتن کز اعتدال گذشت

شدم خیالی و بر من نه آن گذشت الحق

که هیچکس رازین جنس بر خیال گذشت

نماند در سرم از هیچگونه رای وصال

ز بس که بر سرم از گونه گون محال گذشت

ازین سپس چه تمتّع بود به عهد وصال

چو زندگانی در حسرت وصال گذشت

من و قناعت و کنجی ازین سپس زیراک

زیان عمر من از سود جاه و مال گذشت

زمانه را گر از این گوشمال من غرضیست

بسنده کن گو، از حدّ گوشمال گذشت

عنایت تو اگر سایه افکند وقتست

که آفتاب شکیب من از زوال گذشت

حرام بود مرا بی تو زندگی لیکن

اگر حرام بداین قدروگر حلال گذشت

مگر که بگذرد این روزگار ناکامی

ردیف شعر از آن کرده ام بفال بگذشت

شدست حال من از آرزوی خدمت تو

چو حال تشنه که بر چشمة زلال گذشت

بمرده بودم از شرم زندگانی خویش

وگرچه هر نفس از وی بصد نکال گذشت

ولی بنفحة خلق تو زنده کرد مرا

سحرگهان که بمن بر دم شمال گذشت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.