گنجور

شمارهٔ ۳۴۹ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای آفتاب ملک که از پرتو کرم

چون صبح کام فضل پر از خنده کرده یی

از بس که همچو غنچه کنی دل نمودگی

چون نرگسم ز شرم سرافکنده کرده یی

خطّیست کرد عارض خوبان معنوی

نقشی که تو به خامۀ فرخنده کرده یی

جمعند در هوای تو دلهای اهل فضل

تاصیت جود خویش پراکنده کرده یی

فضل شکسته را تو دلی باز داده یی

امّید مرده را تو به دم زنده کرده یی

بی من ز بس که با منت انواع لطفهاست

الحق ز حد برونم شرمنده کرده یی

دارم امید آنکه رسانی بانتها

این ابتدای لطف که با بنده کرده یی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام