گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای آفتاب ملک که از پرتو کرم

چون صبح کام فضل پر از خنده کرده یی

از بس که همچو غنچه کنی دل نمودگی

چون نرگسم ز شرم سرافکنده کرده یی

خطّیست کرد عارض خوبان معنوی

نقشی که تو به خامۀ فرخنده کرده یی

جمعند در هوای تو دلهای اهل فضل

تاصیت جود خویش پراکنده کرده یی

فضل شکسته را تو دلی باز داده یی

امّید مرده را تو به دم زنده کرده یی

بی من ز بس که با منت انواع لطفهاست

الحق ز حد برونم شرمنده کرده یی

دارم امید آنکه رسانی بانتها

این ابتدای لطف که با بنده کرده یی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.