گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای صاحبی که گر بمثل رای باشدت

بر بام قدر خود زفلک نردبان کنی

هردم گشاد نامۀ صبح از برقبا

گردون برآورد که تو بر وی نشان کنی

می نازد از تو جان بزرگیّ و بر حقست

از بس که لطف و مکرمت بیکران کنی

هر کو دهان بمدح تو چون حلقه باز کرد

حالی چو گوشوارش در دردهان کنی

افتد زبیم لرزه بر اعضای مهر و ماه

گر تو بکین نگاه سوی آسمان کنی

رستم بتیغ تیز نکردست در مصاف

آنها که تو بدان قلم ناتوان کنی

آروغ همچو صبح برآرد زقرص مهر

آنرا که تو بخوان کرم میهمان کنی

از خون لاله هم نشود تیغ کوه لعل

گر تو بلطف یک نظر اندر جهان کنی

در ضبط کار مملکت ار رای باشدت

بر میش لنگ گرگ کهن را شبان نکنی

گردون ز شب نماید اختر چنان که تو

از ظلمت خط اختر معنی عیان کنی

آسوده بر کمرگه کهسار بگذرد

از نوک دوک پیرزن ار تو سنان کنی

از بهر سود نام نکو میخری مترس

تاوان آن زبنده ستان گر زیان کنی

دریا و کان چو من بگدایی فتاده اند

از بس که در پراکنی و زرفشان کنی

در باب مردمی نه همانا که ضایعست

هرچ آن بجای بنده و دریا و کان کنی

تقصیرها که بندۀ مخلص همی کند

الّا اگر بلطف خود اغضاء آن کنی

وین طرفه تر که با همه تقصیرهای خویش

دارد امید آنکه برآتش روان کنی

نزدیک شد ز نهضت میمون که چون عنان

دلها سبک شود چو رکابت گران کنی

شاید کزو بشب بگریزند اهل فضل

روزی که تو مفارقت اصفهان کنی

حفظ خدای بدرقه بادت بهرکجا

کز روی عزم نصرت را همعنان کنی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.