گنجور

شمارهٔ ۲۵۴ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

من بی برگ از تو این یک بار

شاخ بی برگ و بار می خواهم

خرد و در هم شکسته بی سببی

دست و پایی هزار می خواهم

زان درختی که در زمستانها

میوه آرد ببار می خواهم

میوۀ آن درخت نار بود

دان که من خود چه نار می خواهم

تا از این لفظ فهم آن نکنی

کز تو دار چنار می خواهم

تخت مرّیخ شاه می جویم

اسب آتش سوار می خواهم

وین هم از غایت خریّ منست

که ز گلزار خار می خواهم

مرکب تند و تیز آتش را

علفی خوشگوار می خواهم

در سرای من ارچه هست عزیز

صلتی سخت خوار می خواهم

تر و خشک آنچه هست در همه حال

خالی از انتظار می خواهم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام