گنجور

شمارهٔ ۲۴۳ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

گر عزیزست سیم بر مردم

هست از وی عزیز تر مردم

چشم از آن بر سر آمد از همه تن

که ورا هست در نظر مردم

چشم نرگس اگر توانستی

بخریدی به سیم و زر مردم

گرگ یوسف نشد زاطلس و نیز

از عتابی نگشت خر مردم

همه نیها چو نیشکر بودی

گر بدی مرد بد گهر مردم

نیست یک تن که مردمیت کند

ورچه شهریست سر بسر مردم

چشم ترکان سیاه دل زانست

که کند جای تنگ بر مردم

مردمی در جهان نماند از آن

که بخوردند یکدگر مردم

خود چه عهدست عهد ما؟ که وفا

در سگان هست و نیست در مردم

شرف مردم از هنر باشد

نه به سیمست معتبر مردم

اگرت آرزوی عیش خوشست

خوش فرو گیر کار بر مردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام