گنجور

شمارهٔ ۱۲۹ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

صدرا ز برای خدمت تو

گر بذل کنیم جان چه باشد؟

تا مدحت تست بر زبانم

شیرین تر ازین زبان چه باشد؟

جز خصمی دولت تو کردن

بدبختی جاودان چه باشد؟

بنیوش حکایتی که با آن

صد قصّه و داستان چه باشد؟

مهمان من آمدند قومی

وین بنده ز میهمان چه باشد؟

گر لاف زنم ز تیره روزی

روشنتر ازین نشان چه باشد؟

افلاس و خمار و این حریفان

زین بدتر در جهان چه باشد؟

سرد و ترش اندرین چنین جای

الّا رخ میزبان چه باشد؟

ایشان همه در حدیث مطرب

انده مخور ای فلان چه باشد؟

بسیار فتد چنین زیانها

خرج دو سه قلتبان چه باشد؟

من عذر همی کنم که تان خود

بر ذوق لب و دهان چه باشد؟

وز زیر دو لب همی کنم جنگ

کین محنت ناگهان چه باشد؟

تن در دادم چو در فتادم

حاصل ز غم و فغان چه باشد؟

کردم کرم آنچه بود حاصل

در خانۀ مفلسان چه باشد؟

چون ظاهرم این بود تجمّل

پیداست که در نهان چه باشد

نان نیز چو نانوا نیارد

بر سفره و گرد خوان چه باشد؟

از گوشت حدیث بر ندارم

در کارد باستخوان چه باشد؟

ور نقل طلب کنند از من

جز عربده آن زمان چه باشد؟

روشن ز میانه وجه باده است

تا خود پس از ینمان چه باشد؟

در خشم مشو که این گران بین

بفرست سبک، گران چه باشد؟

زنهار در آن مکن توقّف

در خورد توان آنچه باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام