گنجور

شمارهٔ ۱۲۷ - وله ایضا فی صفة الفرس

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

مرا اسبیست الحق این چنین اسب

زیان مال و نقص جاه باشد

همه تن استخوان چون اسب عاجست

که در شطرنج جفت شاه باشد

چو دیواریست بر روی بلندی

که خود دیوار من کوتاه باشد

ز روی آنکه اندر وی تحّرک

به زور و حیلت و اکراه باشد

تو دیدی جانور هرگز که او را

غذای از باد و اب از چاه باشد

بگیرد راه چون بروی نشینم

چو دیواری که اندر راه باشد

بدو گفتم بجنب آخر که جنبش

بدیوار اندر و گه گاه باشد

مرا گفتا که در دیوار جنبش

از آن باشد که در وی کاه باشد

تو کاهم ده اگر من بر نپّرم

ترا با من عتاب آنگاه باشد

خلل کردست دیوارت نگه دار

که افتادنش از ناگاه باشد

تو از من بی گناه آخر چه خواهی ؟

بکش، تا مردنم یک راه باشد

مرا هر سال شش ماهست روزه

شما را روزه خود یک ماه باشد

بفریادم رسد صدر زمانه

اگر از حال من آگاه باشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.