گنجور

شمارهٔ ۱۰۲

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ای ز روی تو آب بر آتش

دل ریشم متاب بر آتش

ای زرشک خط تو چون خط تو

جگر مشک ناب بر آتش

بجز از خال و چهرة تو زدود

من ندیدم حباب بر آتش

بر رخت دل چرا نهم خیره؟

دل نباشد صواب بر آتش

لطف تو غالبست بر خشمت

زانکه چیرست آب بر آتش

زلف هندوی تو بسان منست

ساخته جای خواب بر آتش

لیک من ساکنم بیاد تو ، او

میکند اضطراب بر آتش

زانک ب خون بیگناهان ریخت

میکنندش عذاب بر آتش

گفتمش: چشم تو چرا فکند

این دل پر ز تاب بر آتش؟

گفت: آری بنزد بیماران

رسم باشد کباب بر آتش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام