دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
جان می دهم خندهٔ پنهان تو جتی
در دم چو اثر کرد در او منصب دل یافت
در پهلوی من غنچهٔ پیکان تو جتی
بیهوشی ام از نشئهٔ سرجوش طهور است
باشد می و نقلم لب و دندان تو جتی
صدمرتبه افسرده تر از اشمع مزار است
گر نیست دل سوخته سوزان تو جتی
دل راست چو شرمت بود از رنگ به رنگی
حق نمک نعمت الوان تو جتی
گر مهر منیر است و گر مشتری و ماه
قربان تو قربان تو قربان تو جتی
چون غنچهٔ لاله کچه ام گل کند آخر
داغ است دل از آتش پنهان تو جتی
فریاد که بر سفرهٔ اخلاص نباشد
جز خون جگر قسمت مهمان تو جتی
غافل مشو از حال دلم کآتش عشقش
باشد سبب گرمی دکان تو جتی
خون دل کان ریزد و آب رخ دریا
یاقوت لب و گوهر دندان تو جتی
فرداست که خواهد سوی کشمیر روان شد
جویا دو سه روزی شده مهمان تو جتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی محبوبش، که به او دل داده و زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده، سخن میگوید. او به غنچه و خنده پنهان آن محبوب اشاره میکند و میگوید که اگرچه دلتنگ و افسرده است، اما عشقش به او را نمیتواند پنهان کند. شاعر از احساسات عمیق و گرمایی که وجود محبوبش در زندگیاش ایجاد کرده، صحبت میکند و میافزاید که عاشق و فدای اوست. در نهایت، این زیبایی و عشق او را همواره شاداب و امیدوار نگه داشته، حتی در دل درد و شوقی که از دوریش احساس میکند.
هوش مصنوعی: من از زیبایی و شادی تو دل برمیدارم، حتی اگر برای این کار جانم را فدای خندهی نهان و پنهان تو کنم.
هوش مصنوعی: زمانی که او به من نزدیک شد، تأثیر عمیقی در روح من گذاشت. در کنار من، مانند غنچهای در کنار تیرکمان تو، سرشار از احساسات و زیبایی بود.
هوش مصنوعی: من در حالت بیهشی و سرمستی به سر میبرم و این حالت ناشی از نوشیدن شراب پاک است. در این میانه، عشق تو برای من مثل افتخار و نعمت است که بر لبها و دندانهایم نشسته.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که در مرگ یا جدایی غمگین و افسرده باشم، این اندوه و غم من به پای سوختن دل تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگر دلت از تغییر رنگها شرمنده است، بدان که حقّ تو در نعمتهای گوناگون، همواره ثابت و پایدار است.
هوش مصنوعی: اگر ستارهی خوشبختی و سیارههای روشن وجود داشته باشند، من همهی آنها را فدای تو میکنم، فقط تو را میستایم و به تو عشق میورزم.
هوش مصنوعی: هنگامی که مانند غنچهٔ لاله در انتظار شکفتن باشم، دل من از آتش عشق پنهان تو در عذاب است.
هوش مصنوعی: فریاد بزن که اگر در سفرهٔ صداقت چیزی جز خون دل نباشد، مهمان تو هم همان را میخورد.
هوش مصنوعی: از حال دلم غافل نشو، زیرا شعله عشق او باعث شده که زندگی و کاسبیات گرم و پررونق باشد.
هوش مصنوعی: دل پر از درد و رنج است و چهرهات همچون دریا آرامش دارد. لبهایت مانند یاقوت و دندانهایت گویی گوهرهای گرانبها هستند.
هوش مصنوعی: فردا به سمت کشمیر راهی میشوم و میخواهم چند روزی مهمان تو باشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.