گنجور

 
جنید شیرازی

من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی

مست بی‌خویشتن خسته‌دل خودرایی

من آن عاشق جان‌باز که چون پروانه

می‌ندارم ز غم عشق به خود پروایی

هوس زهد و دل و عشق زهی دیده شوخ

در جهان نیست چو من باد هوس‌پیمایی

داشتم گنج حضوری دل آسوده

بر سر آورد غم عشق توام غوغایی

ورطه عشق تو دل برد فرو تا به کمر

عجب ار جان به لب آرم ز چنین دریایی

نه طریقی که بدو روی به مقصود آرم

نه رفیقی که مرا راه نماید جایی

برو ای عقل از این بیش مده دردسرم

گم شوی گر بنهی در غم عشقش جایی

گر شدم کوزه‌کش پیرمغان ننگ مدار

کامل آن است که در عشق شود رسوایی

دانش خویش به کار آر مکن عیب (جنید)

کز پی مردم نادان نرود دانایی

 
 
 
مشکلات اینترنت
عراقی

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

[...]

مولانا

بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی

چون تو خواهی که شکرخایی غلط اندازی

ز پی خشم رهی ساعد و کف می‌خایی

صنما مغلطه بگذار و مگو تا فردا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی

کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی

راست خواهی نه حلال است که پنهان دارند

مثل این روی و نشاید که به کس بنمایی

سرو با قامت زیبای تو در مجلس باغ

[...]

همام تبریزی

اثر لطف خدایی که چنین زیبایی

تا تو منظور منی شاکرم از بینایی

نیست ما را شب وصل تو میسر زیرا

که شب تیره شود روز چو رخ بنمایی

چون خیال تو ز پیشم نفسی خالی نیست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از همام تبریزی
حکیم نزاری

محرمی کو که پیامی برد از من جایی

خدمتی رفع کند پیش جهان آرایی

عجبی ، نادره‌یی ، طُرفه کشی ، چالاکی

شکرینی ، نمکینی ، صنمی ، زیبایی

امشب ای پیکِ صبا گر قدمی رنجه کنی

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه