ساقیا مهلت ده روزه دوران هیچ است
جام جم ده که همه ملک سلیمان هیچ است
قصه نیک و بد و هر چه تو خوانی بر ما
باده پیش آر که افسانه دوران هیچ است
گنج قارون چه بود در نظر همت ما
که همه مملکت کسری و خاقان هیچ است
چون سر از دست بخواهد شدن ای یار عزیز
وقت خوش دار که فکر سر و سامان هیچ است
در ره عشق چه نازی به دلی یا جانی
تحفهای جوی که اینها بر جانان هیچ است
حاصل دنیی و عقبی چه بود پیش (جنید)
زآن که ملک دو جهان در خور مردان هیچ است