کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد
برون ز کار و ز عشقت به جان نیندیشد
من از هلاک تن و جان خود نمیترسم
که جان عاشق از خطر جان و تن نیندیشد
رقیب قصد سرم کرده بود غافل از آن
که همت من از این مختصر نیندیشد
ز میر و خواجه نترسم که رند و بیسر و پا
ز صولت ملک و بحر و بر نیندیشد
چو باده نوش کنم از فلک ندارم بیم
که مست عربدهجو از پدر نیندیشد
ز دشمن ار چه ضرر میرسد مرا در عشق
قتیل ضربت عشق از ضرر نیندیشد
گرم به دوزخ سوزان برند باکی نیست
که هرکه سوخته گشت از سقر نیندیشد
به زهد خویش مناز ای فقیه و غره مشو
که تیز غمزه او زاین سپر نیندیشد
(جنید) دم مزن از سوز دل که شعله او
چو در جهان فتد از خشک و تر نیندیشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.