ای آنکه به قد تالی سرو چمنی تو
نی سرو چه باشد که سراپا سمنی تو
جان در بدنم نیست دمی کز تو شوم دور
ای سیمبدن ترک مگر جان منی تو
خواهد دو جهانت اگر از جان عجبی نیست
جان دو جهان رفته به یک پیرهنی تو
کی با تو کنم رای تماشای بساتین
کز چهره گلستان و به قد نارونی تو
وصف دهنت را لب من زهره ندارد
زآن رو که مرا لقمهٔ بیش از دهنی تو
مردی که ترا دید زن از خانه برون کرد
ای ترک پسر فتنه بر مرد و زنی تو
آن را که سری هست به پای تو سپارد
ای دزد دل خلق عجب موتمنی تو
چون ارژنه شیری بر بایندگی دل
با آنکه رمنده چو غزال ختنی تو
در سختدلی پنجه نهد پیش تو پولاد
با آنکه بسی نرمتر از یاسمنی تو
خیزی چو ز جا کنده شود با تو یکی کوه
هان با رخ شیرین و فن کوهکنی تو
گر نیست سراپای ترا طبع سقنقور
پس چون به یکی جلوه علاج عننی تو
هرچند که خواهی به جهان رخش تطاول
کاندر صف خوبان جهان تهمتنی تو
هوش از سر پیران به یکی غمزه ببردی
گرچه به لب آلوده هنوز از لبنی تو
بیتو نشود انجمی ساز ز رندان
گرچه به مژه غارت هر انجمنی تو
سالی نگهی جانب عشاق توان کرد
گیرم که به رخساره سهیل یمنی تو
زین گونه که بر قد تو دلهاست هواخواه
گویی علم فتح امیر زمنی تو
سرتیپ عرب زیب عجم مظهر از جم
کش دور فلک گفت دویم ذوالیزنی تو
بر کژی تیغش ز قضا آمده مرقوم
کز بهر دل راستپسندان مجنی تو
بر راستی نیزهاش از چرخ نبشته است
کز بهر کجاندیشمزاجان محنی تو
ای مصطفوی نام که از مرتضوی جام
سرمست شرافت ز حسین و حسنی تو
زین یک گه میدان و از آن یک گه ایوان
دارندهٔ بخت نو و رای کهنی تو
با آنکه گهر در کف تو باز نماند
کز جود ندانسته گهر را ثمنی تو
زین هر دو یگانه در شهوار بود صدق
گر گویمت از گنج گهر مختزنی تو
در حلقهٔ اقران خود از فطرت شایان
یکمرده و صافی چو اویس قرنی تو
از بر به اصناف وز احسان به اشراف
بر روی زمین صاحب فخر (و) مننی تو
زآراستن خیر و ز پیراستن شر
در زیر فلک مصدر فرض و سننی تو
در بزم چو با دست گهربیز کنی جای
گویی متموج شده بحر عدنی تو
بر رزم چو با تیغ شررخیز کنی رای
گویی متحرک شده جیش گشنی تو
از بس که به کوی تو نعم ریخته بر هم
برکنده بسی را سوی خود از وطنی تو
تا عالم پیداست ترا بخت جوان باد
کاسباب تنآسایی و دفع حزنی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که شاعر احساس عمیقی نسبت به او دارد. شاعر با بیان اینکه محبوبش به قد یک سرو است، او را مظهر زیبایی و کمال میداند. او از دوری از محبوب به شدت رنج میبرد و زندگیاش را بدون او ناتمام و بیمعنا میبیند. در طول شعر، شاعر به ویژگیهای محبوب اشاره میکند، از جمله تواناییاش در جذب hearts و لیاقت او در جلب توجه دیگران.
همچنین، شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، به قدرت و تاثیر محبوب در برقراری ارتباط با دیگران و در بزمها اشاره میکند. محبوب در نظر شاعر نه تنها زیبایی ظاهری دارد، بلکه در ذات خود نیز عنصری از نیکی و خوشی به همراه دارد.
در نهایت، شاعر به عشق و تمنای خود نسبت به محبوب اشاره میکند و آرزو میکند که زندگیاش همیشه در کنار او باشد و از این عشق بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو با قد زیبایت مانند سرو هستی، و در کنار تو، چمن و باغ چه ارزشی دارند؟ تو تمام زیباییها و خوشبختیهای منی.
هوش مصنوعی: من به تو نزدیک نیستم و وجودم خالی از روح است؛ ای زیبای با سیمای دلربا، آیا تو نمیتوانی روح من باشی؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دو جهان دست یابی، باید از جان خود بگذری، چرا که جان هر دو جهان در یک پیراهن به سر میبرد و این نشاندهنده اهمیت بینظیری است که در یک چیز ساده نهفته است.
هوش مصنوعی: کی بتوانم به تماشای بستانهایی بپردازم که زیبایی آنها به خاطر چهره گلستان و قامت توست؟
هوش مصنوعی: دهان تو آنقدر زیباست که لب من نمیتواند توصیفش کند، زیرا من نمیتوانم غذایی بیشتر از آنچه که در دهان تو هست، بخورم.
هوش مصنوعی: مردی که تو را دید، زن از خانه بیرونش کرد. ای پسر ترک، تو باعث فتنه برای مرد و زن شدهای.
هوش مصنوعی: آن کس که فکر میکند و عقل دارد، خود را به پای تو میافکند. ای دزد دل، حقیقتاً تو انسانی شگفتانگیز و قابل اعتماد هستی.
هوش مصنوعی: دل همچون شیری در میانسالی نشسته است، با این حال تو مانند غزالی ترسو و فرارندهای هستی.
هوش مصنوعی: در برابر تو سختیهایی همچون پولاد وجود دارد، در حالی که این سختیها به مراتب نرمتر از لطافت یاسمن تو هستند.
هوش مصنوعی: وقتی که از جایت بلند میشوی و حرکت میکنی، بدان که کوهی با چهرهای زیبا و تواناییهای بینظیر در انتظارت است.
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودت مانند طبع ناپایدار و بیثبات باشد، پس چگونه میتوانی در یک جلوه به درمان مشکل ناتوانیات بپردازی؟
هوش مصنوعی: هرچند میخواهی در دنیا خود را بزرگ و برتر از دیگران نشان بدهی، اما در برابر زیباییهای واقعی و آدمهای خوب، تو نیز تنها یک نشانه و نشانی هستی.
هوش مصنوعی: نگاه فریبندهای که از چشمان جوانی برمیخیزد، میتواند توجه حتی افراد سالخورده را نیز به خود جلب کند، حتی اگر آن فرد از دنیای محبت و عشق دور شده باشد و تجربه تلخی داشته باشد.
هوش مصنوعی: بدون تو هیچ جمعی نمیتواند حالتی شاداب و سرزنده داشته باشد، هرچند که تو با یک نگاه و حرکات ظاهریات میتوانی تمام محفلها را تحت تأثیر قرار دهی.
هوش مصنوعی: اگر سالی یک بار نگاهی به سوی عاشقان بیندازی، انگار که به چهره زیبا و درخشان تو، مانند ستاره سهیل، نظر کردهام.
هوش مصنوعی: به این شکل که مردم به زیبایی و قد تو علاقه دارند، انگار که تو علم و نشانی از پیروزی و عظمت را در دستان خود داری.
هوش مصنوعی: سرهنگ عرب، نماینده زیبایی ایرانیان، به ستاره دور از زمین اشاره کرده و میگوید که تو همچون حضرت ذوالیزن، یعنی کسی با قدرت و توانایی خاصی هستی.
هوش مصنوعی: تیرگیهای سرنوشت بر روی تیغ او نوشته شده است، چرا که به خاطر دلهای خوشپسند، تو را به چنگ آورده است.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که درستی و صداقت نیزهاش باعث شده است که از حرکت زمان (چرخ) خطی برای کجاندیشان که به فکر منحرف هستند، کشیده شود. این بیان به نوعی ارتباط بین حقیقت و انحراف فکری را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ای کسی که نامت به صداقت و رستگاری معروف است، چون از مقام بلند مرتضی الهام گرفتهای و از شرافت و بزرگی حسین و حسن سیراب شدهای.
هوش مصنوعی: گاهی در میدان جنگ، و گاهی در ایوان، کسی که به او بختی نو و اندیشهای قدیمی داده شده است.
هوش مصنوعی: هرچند که گوهر در دست تو دوام نیاورد، اما از سخاوتات نمیدانستی که این گوهر ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: از این دو عالم، یکی وجود دارد که حقیقت آن در جواهر ناب نهفته است. اگر بخواهم به تو بگویم، تو از آن گنج پنهان به راحتی بهرهبرداری کن.
هوش مصنوعی: در جمع دوستان خود، با ویژگیهای طبیعی که داری، همانند اویس قرنی که فردی باطنی و پاک بود، میدرخشی.
هوش مصنوعی: در زمین، افراد مختلفی وجود دارند که هر کدام ویژگیها و مقامهای خاصی دارند. با کمک محبت و نیکی، میتوان به مقامات بالاتر دست یافت و بر روی زمین به فخر و سربلندی رسید.
هوش مصنوعی: آراستن خوبیها و دوری از زشتیها، زیر آسمان، اصلی لازم و سنتی است که تو پایهگذار آن هستی.
هوش مصنوعی: در مهمانی، وقتی با دست خود گوهری را به نمایش میگذاری، گویی دریاهای عمیق به تلاطم درآمدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی که در میدان مبارزه با تندبادی از تیغ شمشیر میجنگی، گویی که نظارهگر حرکتی هستی که به شدتی ادامه دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نعمتهایی که در کوی تو وجود دارد، بسیاری از مردم را از وطنشان دور کرده و به سوی خود میکشانی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا وجود دارد، امیدوارم که بخت تو جوان بماند و تو از نعمتهای راحتی و آسایش بهرهمند شوی و غمهایت برطرف شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.