بستی کمر وداع و زین شیوه مرا
هم دست زکار رفت و هم پای ز جا
نی دست که دامن تو گیرم که مرو
نی پای که در پی تو آیم که بیا
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بستی کمر وداع و زین شیوه مرا
هم دست زکار رفت و هم پای ز جا
نی دست که دامن تو گیرم که مرو
نی پای که در پی تو آیم که بیا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به حس جدایی و وداع اشاره میکند. او از طرفی ناتوانی خود در مقابله با دوری محبوب را بیان میکند و از سوی دیگر احساس میکند که نمیتواند حتی با دستانش او را در آغوش بگیرد یا با پای خود به دنبالش بیفتد. حالاتی از ناامیدی و عجز در برابر عشق عمیق خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: تو به محض وداع، کمر بستهای و از این روش، هم دستانم از کار افتاده و هم پاهایم از جای خود جابهجا شدهاند.
هوش مصنوعی: دست من به دامن تو نمیرسد، پس نرو. پاهایم به دنبال تو نمیآید، پس بیا.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا ربّ، به محمّد و علی و زهرا
یا ربّ، به حسین و حسن و آلِ عبا
کز لُطْف برآر حاجتم در دو سرا
بیمنّتِ خَلْق، یا عَلیُ الأعْلیٰ
بگرستم زار پیش آن کام و هوا
گفتا مگری پند همی داد مرا
پنداشت مگر کآب نماند فردا
نتوان کردن تهی به ساغر دریا
بر چهره خوب تو فشاندیم ثنا
جان و دل و دیده هر سه کردیم فدا
در هر چه کنی ز دل بدادیم رضا
حکمی که کنی و گر بجانست روا
من خفته بدم دوش دل از یار جدا
بر بالینم رسته یکی شاخ گیا
بیخش غم و درد و حسرت و بار بلا
از هر سه بلا جان و دلم گشته ملا
امروز چو کاسۀ سرت هست بهجا
مَی نوش به کاسه، با حریفی دانا
صد کاسه و کلّهٔ سرِ شاه و گدا
نَخرَند به کوزۀ فُقاعی فردا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.