گنجور

شمارهٔ ۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

از لعل تو عمت العطایا

وز زلفت تو دامت البلایا

بی پیروی سگان کویت

صارت خطواتنا خطایا

بی روشنی فروغ رویت

اضحت غدواتنا عشایا

شهرت طلبان نامجو را

یاد تو نشانده در زوایا

پای طلبم به ره شکستی

مطلوب تو زین چه بود آیا

یا پای مرا درست گردان

یا سوی من شکسته پاآ

داد دل جامی از جداییست

داد دل او بده خدایا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن