گنجور

شمارهٔ ۴۸۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای ز غمهای تو با مردن برابر زندگی

ضربت تیغت پیاپی زندگی بر زندگی

چون ز بخت خود طمع دارم دوام وصل تو

می نگردد جاودان کس را میسر زندگی

با حضور تو چه نسبت صحبت اغیار را

هرکسی داند که هست از مرگ خوشتر زندگی

چون تو بستی پرده بر رخ گو اجل بگشای دست

نیست حظی عاشقان را بعد ازین در زندگی

کشته تو تا خورد یک بار دیگر زخم تو

از خدا خواهد که یابد بار دیگر زندگی

روز هجران تو میرد زار عاشق همچو شمع

چون رسد شام وصالت گیرد از سر زندگی

نام جامی در جهان ماند از تخلصهای خوش

دارد آری از سخن نام سخنور زندگی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور