گنجور

شمارهٔ ۴۰۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

تا کی از جان خود جدا بودن

به ازین بودن است نابودن

یارو دادن به بیوفایی خط

من و سربر خط وفا بودن

کرده ام در صف سگانش جای

طاقتم نیست هیچ جا بودن

لب ز دشنام من نمی بندد

جرم من چیست در دعا بودن

شاهد و می نصیب دست رساست

نارساییست پارسا بودن

عشق با عافیت نیاید راست

عاشقی چیست مبتلا بودن

یار بیگانه پرور و جامی

نسزد با وی آشنا بودن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.