گنجور

شمارهٔ ۳۹۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

آن نازنین جوان را میل شکار جان بین

مشکین خدنگهایش بر عنبرین کمان بین

خط می زند به سبزی بر طرف عارض او

شاخی ز سنبل تر پیوند ارغوان بین

ای تن چو موی کرده در سرغیب دانی

بند قباش بگشا باریکی میان بین

ای نبض جوی عاشق پیش آر دست لطفی

در آستینش مشتی فرسوده استخوان بین

دانی چگونه گردد خط منتهی به نقطه

خط لبش چو دیدی آن نقطه دهان بین

تا قدر خود بداند گو پا برون نه از در

سرهای تاجداران بر خاک آستان بین

کاتب چو شعر جامی جدول کشد به سرخی

در دفترش ز هر سو سیلاب خون روان بین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور