گنجور

شمارهٔ ۲۹۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای خط و لب تو را به هم نزدیک

خضر و آب بقا به هم نزدیک

برسر کوی تو ز خواری عشق

پادشاه و گدا به هم نزدیک

کن وفا وعده جفا که بود

این جفا و وفا به هم نزدیک

با توهمسایگی چه سود کند

دل ز هم دور جا به هم نزدیک

حال چشمم ز ابر پرس که هست

هر دو را ماجرا به هم نزدیک

شد تنم چون زره ز بس که رسید

از تو تیر جفا به هم نزدیک

هوسی دان ز حد امکان دور

دیگران دور و ما به هم نزدیک

جامی و فکر وصلت آری هست

عشق و ماخولیا به هم نزدیک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر