گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۲۴۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

شمت برقا یلوح للاسرار

کاد یمحو بریقه الانوار

آتشی تافت از نواحی طور

دل به آن سو شتافت موسی وار

دیده انتظار بر راهیم

سوف یأتی بجذوة من نار

آورد شعله ای که جذوه آن

زند آتش به خرمن پندار

بر تو روشن کند که یار یکیست

لیک نامش هزار و یک به شمار

چون به هر یک جدا جدا بنمود

یار شد از هزار ویک اغیار

گر ز پیش آن شمار برداری

هیچ باقی نماند الا یار

رو نماید ز پرده من و تو

سر وحدت منزه از تکرار

رود از کارخانه شب و روز

وهم امسال همچو تهمت پار

در و دیوار دار کون و مکان

گویدت لیس غیره فی الدار

لب درین گف و گوی محرم نیست

دم فروبند جامی از گفتار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی