گنجور

شمارهٔ ۲۲۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ساقیا عهد گل از ابر بهاران تازه شد

باغ و راغ از سبزه و سبزه ز باران تازه شد

لاله آمد در چمن چون ساغر و نرگس به باغ

سوی ساغر آرزوی میگساران تازه شد

می پرستان ز آتش گل بزم می افروختند

داغهای حسرت پرهیزگاران تازه شد

عندلیبان در هوای گل نوا برداشتند

عشقبازان را هوای گلعذاران تازه شد

سبزه سر برزد ز خاک و مهر خط گلرخان

همچو سبزه در درون خاکساران تازه شد

لاله شمع افروخت نرگس جام می برکف نهاد

در صبوحی رغبت شب زنده داران تازه شد

جامی از نو یک گل آورد از بهار طبع خویش

ذوق گفت و گوی آن گل بر هزاران تازه شد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام