گنجور

شمارهٔ ۲۲۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

چه جور ماند که برما مه صیام نکرد

کدام عیش که بر عاشقان حرام نکرد

کدام سبزه امید را که خشک نساخت

کدام میوه مقصود را که خام نکرد

رمید نافه رام طرب نمی دانم

ز تار چنگ چرا مطربش زمام نکرد

مقلدند همه خاص و عام عارف نیست

جز آنکه کار به تقلید خاص و عام نکرد

صیام چیست ز جام وصال محرومی

خوشا کسی که درین ماه ترک جام نکرد

به چاشت روزه خود را به باده کرد افطار

حواله اش چو سفیهان به وقت شام نکرد

ز زیرکان نرسد اعتراض بر جامی

به مقتضای چنین صوم اگر قیام نکرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور