گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۱۸۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سود

دردرون جان جراحت بر برون مرهم چه سود

صورت آدم تن و معنیش جان روشن است

معنی آدم نداری صورت آدم چه سود

دل پراکنده ست چشم از این و آن بستن که چه

خانه را صد رخنه در دیوار، در محکم چه سود

پیش چشم تیزبین عالم ندارد نقض غیر

نیستی چون تیزبین نظاره عالم چه سود

تشنه را در بادیه چون کوزه ز آب آمد تهی

کوزه ها پر آب گرد چشمه زمزم چه سود

روز هجرم سوخت کم ده وعده شبهای وصل

سبزه چون شد خشک بر وی تری شبنم چه سود

نام حاتم می نهد بر خواجه مرد مدح سنج

خواجه چون ممسک بود همنامی حاتم چه سود

جز در انگشت سلیمان نیست خاتم را اثر

چون نه انگشت سلیمانی بود خاتم چه سود

شاهد نظم تو جامی چون نیامد دلفریب

از خط خوش بر عذارش جعد خم در خم چه سود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان